در قلمرو ماشینکاری مدرن، اصطلاح «دقت بالا» صرفاً یک برچسب بازاریابی نیست، بلکه یک استاندارد فنی قابل اندازهگیری است. مته های کاربید استاندارد اغلب برای ایجاد سوراخ عمومی در جایی که تحمل سوراخ شل است (به عنوان مثال 0.1 میلی متر /-) کافی است. با این حال، یک مته کاربید با دقت بالا برای دستیابی به تلرانس H7 یا بهتر به طور مستقیم از جامد مهندسی شده است، که اغلب نیاز به عملیات باز کردن یا حفاری بعدی را از بین می برد. این ابزارها با ترکیبات زیرلایه خاصی مشخص می شوند، معمولاً کاربید تنگستن دانه بسیار ریز، که سختی لازم و استحکام گسیختگی عرضی را برای حفظ یکپارچگی لبه تحت نیروهای شدید برش فراهم می کند.
مشخصه تعیین کننده این مته ها اغلب خروجی کامل نشان داده شده (T.I.R.) و تحمل ساقه آنها است. مته های با دقت بالا معمولاً دارای تلورانس ساقه h6 هستند که از تناسب تقریباً کامل در چاک های هیدرولیک یا شرینک فیت اطمینان می دهند. این سختی بسیار مهم است. حتی ریزش 10 میکرون می تواند به طور قابل توجهی عمر ابزار و کیفیت سوراخ را در حفاری موادی مانند Inconel، تیتانیوم یا فولادهای ابزار سخت شده (45-65 HRC) کاهش دهد.
هندسه یک مته با دقت بالا تعادل پیچیده ای بین قابلیت خود محوری و راندمان تخلیه تراشه است. بر خلاف مته های استاندارد، انواع با دقت بالا اغلب از آسیاب نقطه ای چند وجهی یا لبه اسکنه ای تخصصی "منحنی s" استفاده می کنند. این طراحی نیروهای رانش را کاهش می دهد و به مته اجازه می دهد بلافاصله پس از تماس با قطعه کار خود را متمرکز کند، که برای حفظ دقت موقعیت بدون مته نقطه ای بسیار مهم است.
مدیریت تراشه رایج ترین نقطه شکست در حفاری سوراخ عمیق است. دریل های با دقت بالا از زوایای مارپیچ متغیر یا فلوت های صیقلی برای تسریع جریان تراشه استفاده می کنند. برای حفاری فولاد ضد زنگ یا آلومینیوم، یک مارپیچ تندتر (30 درجه یا بالاتر) کمک می کند تا تراشه ها به سرعت از سوراخ خارج شوند. برعکس، برای مواد سختتر، زاویه مارپیچ پایینتر، هسته ضخیمتر و استحکام سطح مقطع بیشتری را برای مقاومت در برابر پیچش ایجاد میکند.
یکی از ویژگی های متمایز در مته های کاربید درجه یک طراحی "حاشیه دوگانه" است. در حالی که مته های استاندارد یک حاشیه در هر زمین برای هدایت ابزار دارند، مدل های با دقت بالا اغلب حاشیه دوم را در خود جای می دهند. این به عنوان یک یاتاقان راهنمای ثانویه عمل می کند، عمل حفاری را صاف می کند و مانند یک ابزار درخشان عمل می کند. نتیجه حفرهای حفر شده با سطحی است که رقیب آن میشود و اغلب به مقادیر Ra زیر 1.6 میکرون میرسد.
زیرلایه به تنهایی نمی تواند شوک حرارتی ایجاد شده در لبه برش در حین ماشینکاری با سرعت بالا را تحمل کند. پوششهای پیشرفته رسوب بخار فیزیکی (PVD) ضروری هستند. آلومینیوم تیتانیوم نیترید (AlTiN) و تیتانیوم سیلیکون نیترید (TiSiN) استانداردهای صنعتی برای کاربردهای با دقت بالا هستند. این پوششهای نانوکامپوزیت یک مانع حرارتی ایجاد میکنند و اجازه میدهند گرما به جای انتقال به زیرلایه ابزار، با تراشه تخلیه شود.
علاوه بر این، قابلیت خنککننده داخلی یک نیاز غیرقابل مذاکره برای حفاری عمیق (عمق بیشتر از قطر 3 برابر) در محیطهای با دقت بالا است. متههای خنککننده، مایع پرفشار را مستقیماً به ناحیه برش میرسانند، تراشهها را شستشو میدهند و لبه برش را فوراً خنک میکنند. این امر از برش تراشه جلوگیری می کند - یکی از دلایل اصلی پرداخت ضعیف سطح و شکستگی فاجعه بار ابزار.
اجرای مته های کاربید با دقت بالا نیاز به رعایت پارامترهای دقیق دارد. "حدس زدن" تغذیه و سرعت به ناچار منجر به سایش زودرس خواهد شد. در زیر یک جدول مرجع برای حفاری فولاد ابزار (H13، D2) در 48-52 HRC با استفاده از یک مته کاربید با دقت بالا پوشش داده شده است. توجه داشته باشید که سختی راه اندازی بهینه فرض می شود.
| قطر مته (میلی متر) | سرعت برش (Vc m/min) | نرخ تغذیه (fn mm/rev) | عمق پک (Q) |
| 3.0 - 5.0 | 30 - 45 | 0.06 - 0.08 | 0.5x D (یا بدون نوک زدن) |
| 6.0 - 8.0 | 35 - 50 | 0.09 - 0.12 | 1.0x D |
| 10.0 - 12.0 | 40 - 55 | 0.14 - 0.18 | 1.0x D |
حتی با ابزارهای برتر، ممکن است مشکلاتی پیش بیاید. شناسایی الگوی سایش در مته استفاده شده موثرترین راه برای تشخیص خطاهای فرآیند است. اپراتورها باید به طور مرتب لبه ها و حاشیه های برش را تحت بزرگنمایی بررسی کنند.
سرمایه گذاری در مته های کاربید با دقت بالا با کاهش زمان چرخه و حذف فرآیندهای تکمیل ثانویه، بازگشت سرمایه قابل توجهی را ارائه می دهد. با این حال، عملکرد آنها منوط به یک سیستم سفت و سخت، پارامترهای صحیح و مدیریت فعال عمر ابزار است.